تبلیغات اینترنتیclose
غمت آهنگ آن دارد که با اشکم درآمیزد( حسن اسدی ،شبدیز)
پیچک (حسن اسدی ، شبدیز )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آبان 1396 توسط سیدمجتبی محمدی


آهنگ غم

غمت آهنگ آن دارد که با اشکم درآمیزد
در این دریایِ خون‌افشان، تبِ توفان برانگیزد

فدای ساقیِ چشمت! که یک دریا غرورم را
میان باده‌پیمایان، به یک پیمانه، می‌ریزد!

به چشمم کوهی از گوهر به مشتی کاه می‌مانَد
اگر نامِ تو از گوشِ غزل‌هایم بیاویزد!

مگر گیسویِ عطرافشان، پریشان کرده‌ای در باد؟
که عطرِ بیقراری از در و دیوار می‌ریزد!!

غزلبانوی من! بی تو، نسیم سردِ پاییزی
به دشتستانِ احساسم، غبارِ مرگ می‌بیزد!

من از حسرتْ‌‌گدازی‌هایِ باغِ عشق، می‌ترسم
چو از لب‌هایِ هر گل، آهِ آتشناک می‌خیزد!

اگر «شبدیز» برمی‌گشت از بیراهه‌ی پاییز
در این ویرانسرا، قصر از بهارِ جاودان میزد!


حسن اسدی " شبدیز

 



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار حسن اسدی شبدیز -6, | بازديد : 9