تبلیغات اینترنتیclose
گر بگردانی به چشمانت شرابِ خواب را(حسن اسدی " شبدیز)
پیچک (حسن اسدی ، شبدیز )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آبان 1396 توسط سیدمجتبی محمدی


ماهی‌ بی‌آب

گر بگردانی به چشمانت شرابِ خواب را
بشكند گردون ز مستي، ساغرِ مهتاب را

گر بگيری پرنيانِ زلفِ شبرنگ از رُخ‌ات
بشكنی بازار گرمِ مهرِ گردونتاب را

شوکتِ دریاییِ چشمِ شراب‌انگیز تو
از خماري مي‌کُشد هر نرگسِ سيراب را

موجِ لبخند تو را نازم که در باغِ سکوت
گرم، می‌تازد که از چشمم بچیند خواب را

خارِ اندوه تو را در چشم دل می‌پرورم
کی به صد گلشن ‌فروشم؟ این گُلِ نایاب را

من که در آغوشِ گلپوشِ تو ساغر می‌زدم
کی بنوشم؟ جام حرمان، این شرنگِ ناب را

آتش عشقت اگر روزي بميرد در دلم
آه! خواهی ديد مرگِ ماهيِ بي‌آب را!

گریه‌ی «شبدیز» زیر سایه‌ی ابروی تو
درهم‌آمیزد گِل میخانه و محراب را


حسن اسدی " شبدیز



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار حسن اسدی شبدیز -7, | بازديد : 3