تبلیغات اینترنتیclose
شهابِ فتنه مي‌بارد ز چشمِ روزگار امشب(حسن اسدی " شبدیز)
پیچک (حسن اسدی ، شبدیز )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ دوشنبه 29 آبان 1396 توسط سیدمجتبی محمدی


خورشيد

شهابِ فتنه مي‌بارد ز چشمِ روزگار امشب
به تن، شولاي غم دارد سپهرِ سوگوار امشب

خمارينْ‌خوابِ نرگس را غبارِ غم مي‌آشوبد
چو در گلزار مي‌تازد خزان، توفانسوار امشب

به گردون ناله‌ی بلبل، گل‌ِ آتش مي‌افشانَد
كه زخمي خونفشان دارد گل از بیدادِ خار امشب!

کدامین فتنه با دستِ فریب، آتش به‌پاکرده؟
که خونِ عشق می‌ریزد ز تیغ آبدار امشب!

گلوي شوره‌زاران را سرشکی، تَر نمي‌سازد
ببار اي ابرِ سرگردان! ببار امشب، ببار امشب

ببار و تیشه‌ی تُندَر به فرقِ آسمان بنشان
رها كن دختر مهتاب از زندانِ تار امشب

در آشوب سحرخیزان، قیامت می‌کند «شبدیز»
که خورشیدی برانگیزد ز پشتِ کوهسار امشب


حسن اسدی " شبدیز



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار حسن اسدی شبدیز -7, | بازديد : 4