تبلیغات اینترنتیclose
فتنه تا خانه‌ی ثریا رفت این خبر را به آسمان بدهید(حسن اسدی ،شبدیز)
پیچک (حسن اسدی ، شبدیز )
شعر و ادب پارسی




امتياز : | نظر شما : | لينك ثابت



نوشته شده در تاريخ سه شنبه 30 آبان 1396 توسط سیدمجتبی محمدی

 

پرواز با قفس

فتنه تا خانه‌ی ثریا رفت این خبر را به آسمان بدهید
نیمی از کهکشان به یغما رفت آسمان را ستارهْ‌ ‌بان بدهید

کعبه‌ی عشق را نکرده طواف، مُرد عَنقا در آشیانه‌ی قاف
یکنفس مهر، یکنفس انصاف، به خدای پرندگان بدهید

سروهامان جوان‌جوان مُرده، دشت، خشکیده، دشتبان، مُرده
در بهاری که از خزان مُرده، به گُلِ جانسپرده جان بدهید

گلّه‌ی خواب را پراکندیم، تشنه‌تشنه سراب را کندیم
مَشک‌تان را از آب آکندیم، نان‌مان را به این و آن بدهید؟!

لاله خندید، پَرپَر آوردید، سایه رقصید، خنجر آوردید
جگر عشق را درآوردید، تا به خوبان، خودی نشان بدهید؟!

برگ، زیرِ تگرگ می‌میرد، غنچه، از مرگِ برگ می‌میرد
کی در این دشت، مرگ می‌میرد؟ زندگی را دمی زمان بدهید

کشورِ دل، به نامِ غم زده‌ام، بر ستیغِ شرف، عَلَم زده‌ام
عشق را یک پیاله کم زده‌ام، میگساران مرا امان بدهید

عرش دارد دوباره می‌گرید، در عزای ستاره می‌گرید
ماه در گاهواره می‌گرید، آسمان را کمی تکان بدهید!

مثل «شبدیز» عاشق سحرم، در تلاشم که با قفس بپرم
قفسم را به آسمان ببرم، شهر خورشید را نشان بدهید

 

حسن اسدی " شبدیز



امتياز : 0| نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | لينك ثابت

موضوع : اشعار حسن اسدی شبدیز -9, | بازديد : 11